بنده صدها مورد بوده است كه اقدام كردم،
اما هيچ كس متوجه نشده كه آن اقدام نظر چه فردي بوده و به نام خودم اقدام كردهام
اما برخي امروز ميآيند و از اين تريبون به نام مخالفت با كابينه، احمدينژاد را
متهم ميكنند كه بايد بگويم اين حرفها مخصوص انتخابات بوده و امروز تمام شده است و
اينكه برخي نمايندگان و وزرا تهديد شوند در شان دولت و مجلس و نيروهاي انقلاب نيست
و بنده آن را به حساب اشتباهات ميگذارم و سوال اين است كه جرم ما و بنده چيست كه
اين اتهامات را بايد به جان بخريم؟ ما آمدهايم كه خدمت كنيم و حرفهاي خود را صريح
بيان ميكنيم و شما نيز ميتوانيد آن را نقد كنيد ( بخشی از سخنان رئیس جمهور ۲۵ میلیونی
در دفاع از کابینه)جرم من چیست باید این همه اتهامات را به جان بخرم؟!
آقای احمدی نژاد! رئیس جمهور محترم ٬ ملت و همه آنهایی که پی گیر امور کشور هستند سخنان امروز شما را شنیدند اما با طرح این سئوال ازسوی شما که جرم من چیست؟ خیلی ها در تعجب هستند!
آیا واقعا خود به جرم بزرگی که مرتکب شده اید واقف نیستید؟!
تعجب می کنم !
چه جرمی بالاتر از اینکه مجددا بعد از بیست سال شعارهای اصلی انقلاب ؛ یعنی : ظلم ستیزی ٬ دفاع از مظلومان ٬ رعایت حقوق شهروندی ٬ عدالت محوری و دخیل کردن مردم به معنای واقعی کلمه در سرنوشت خویش را زنده نمودی٬ آیا این جرم کوچکی است؟! و می شود ساده از کنار آن گذشت؟!
چه جرمی بالاتر از اینکه عده ای قدرت طلب ٬ همیشه مدعی ٬ و کسانی که ادعای مالکیت به انقلاب که سهل است ادعای مالکیت به مردم را داشتند به یک باره کنار زدی و خواستار حضور مستقیم مردم شدی!؟.
تازه داشتیم سعد آباد نشینی مسئولان و به توافقنامه های ننگین امضا شده در آن عادت می کردیم که به یکباره پیدا یت شد و شد آنچه برای عده ای نباید می شد.
تازه داشتیم تمرین می کردیم زندگی در سایه ننگین امپریالیسم و سوسیالیسم و هر ایسم و ایست و کوفت و زهرماری که توشه فرنگ برای ما عقب مانده ها! بود ولی با ذکر یا صاحب الزمان (عج)و یاد خدا تمرینمان را به هم ریختی!
تازه درک می کردیم که می شود در لباس رسول الله(ص) مدافع سرسخت هتاکان به آن حضرت بود ولی تو با آن کت سفیدت! بر دفاع از اهل بیت بر خواستی و تلاش نمودی فرهنگی را که باید به موزه سپرده می شد! زنده کنی
تازه بعد از ۱۴۰۰ سال متوجه شده بودیم! که کربلا حاصل یک خشونت بود !وخود را آماده می کردیم حتی بر علیه خدا تظاهرات کنیم و برای رشد و تعالی خود فرهنگ پر آب و رنگ غرب را با تمام وجود پذیرا شویم ولی حیف نگذاشتی!
آقای رئیس جمهور ! جرم بزرگ تو بازی در میدان بزرگ گردنهایی بود که عمری برای خود لشکر و دستک درست کرده بودند و به سهم خواهی از انقلاب می اندیشیدند ولی به یک باره تمام برنامه هایشان را به هم ریختی!
همیشه ادعا کرده ای یک دانشگاهی هستی!
نمی دانم در این دانشگاه چه چیزی تدریس می کنند که جنابعالی هنوز یاد نگرفته اید همه دربرابر قانون یکی نیستند!
این چه ادعایی است که من روستازاده با یک آقازاده که در زیر سایه پدر تن پروریده و به سرو سامان رسیده باید حقوق یکسان داشته باشم و هر دو در برابر قانون یکی!
آیا مواردی که ذکرش رفت و هزاران موارد مشابه که پی گیر آن هستید کم جرمی است؟!
ای کاش سنت شکنی نمی کردی و به جای بوسیدن دست و صورت چروکیده مردم روستا نشین بازوان ناموس ملت را می فشردی و دختران ایتالیا را در آغوش می کشیدی آنموقع می دیدی چقدر عزیز شده ای وهیچ کسی جرات نمی کند کوچکترین تعدی به جنابعالی داشته باشد.
ای کاش به جای حمایت از مظلومان جامعه که کم کم داشتند به بدبختی خود عادت می کردند چشم عنایتی به ویلا نشینان می نمودی آنوقت متوجه می شدی که چه به به و چه چهی برای تو می کشند و هیچ کس را یارای مقابله با تو نبود.
آیا متوجه جرمتان نمی شوید؟!
اولین و آخرین باری نیست که گفته اید به خاطر ملت و کشورت حاضرید جانتان را فدا کنید ما در تعجب این نیستیم که مگر می شود رئیس جمهور بود و از این حرفها زد؟نه٬ چون بد عادتمان کرده ای !بلکه در تعجبیم لطف کسانی که به شهیدان بهشتی ٬ رجایی وباهنر وشهید آیتها اندک فرصتی ندادند ولی تاالان وجود جنابعالی را تحمل کرده اند چرا نادیده می گیری؟!.
دیشب این طبع، بیقرار شما
خواست عرض ارادتی بکند
دست کم از دل شکستهتان
واژههایم عیادتی بکند
***
چشم بد دور، عمرتان بسیار
کس نبیند ملالتان آقا!
ما نمردیم خون دل بخوری
تخت باشد خیالتان آقا!
***
چیست روباه در مصاف شیر؟!
چه نیازی به امر یا گفته؟!
تو فقط ابرویی به هم آور
میشود خواب دشمن آشفته
***
هست خاموشیات پر از فریاد
در تو آرامشی است طوفانی
«الذی انزل السکینه» تو را
کرده سرشار از فراوانی
***
واژهها از لبت تراویدند
پرصلابت، پرعاطفه، پرشور
آفریدند در دل مردم
عزت، آمادگی، حماسه، حضور
***
این حماسه همه ز یمن تو بود
گرچه از آن مردمش خواندی
رهبرا! تا ابد ولی محبوب
در دل عاشقان خود ماندی
***
سهم دلدادگان تو سلوی
قسمتِ دشمنان تو سجیل
رهبری نیست در جهان جز تو
که ز امت چنین کند تجلیل
***
نسل سوم چو نسل اول هست
با شعف با شعور با باور
جاری است انقلاب چون کوثر
هان! «فصل لربک وانحر»
***
گرچه در باغ سینهات داری
لطفها، مهرها، محبتها
گفتی اما نمیروی چو حسین
تا ابد زیر بار بدعتها!
***
ناگهان در نماز جمعه شهر
عطر محراب جمکران گل کرد
بغض تو تا شکست بر لبها
ذکر یا صاحب الزمان (عج) گل کرد
***
جان ایران! چه شد که جانت را
جان ناقابلی گمان کردی؟!
آبروی همه مسلمانان
اشک ما را چرا درآوردی؟!
***
جسم تو کامل است، ناقص نیست
میدهد عطر یک بغل گل یاس
دستت اما حکایتی دارد...
رَحِمَ اللهُ عَمِی العباس!
موضوع طراحي اين ترم را با پيشنهاد يكي از اساتيد به موزه دفاع مقدس اختصاص دادم و درست اين اغاز ماجرا بود اولين جلسه وقتي رفتم سر كلاس عده كمي از بچه ها اومده بودن چون هفته اول بود طبيعي بود موضوع پروژه را بيان كردم تحير در وجود بچه ها موج مي زد و همشون انگار از اين موضوع ترسيده بودن از شون خواستم كه به اطلاع ديگران هم برسونند جلسه اول به اين منوال تموم شد در طول هفته خبر تو دانشكده پيچيده بود كه فلاني برا طرح موضوع دفاع مقدس را مطرح كرده انگار يه حرف نامعقول زده بودم از جاهاي مختلف مي خواستن موضوع را تغيير بدم جلسه دوم بين دو تعطيلي بود و تعداد كمي اومده بودن و يه درخواستهايي براي تغيير موضوع طرح شد سعي كردم كه بچه ها را متقاعد كنم كه رو اين موضوع كار كنن چون تعداد كم بود كلاس تعطيل شد. جلسه سوم وارد كلاس شدم هم اومده بودن يه همهمه تو كلاس بود از بچه ها خواستم كه ميزهاشون طوري قرار بدن كه كلاس بصورت كنفرانس برگزار بشه خودم هم كمك كردم ميزها رو چيديم شروع كرديم به كركسيون از بچه هايي كه كار كرده بودن خواستم طرحشون توضيح بدن نفر اول شروع كرد گفت از يك حركت تكاملي براي بيان اين موضوع الهام گرفته و الي اخر .. از بچه هاي ديگه خواستم كه نظرشون راجع به موضوع بگن به طرح نپرداختن شروع كردن به بحث در خصوص دفاع مقدس و سالهاي جنگ عمده حرفشون اين بود كه ما اطلاع چنداني از دفاع مقدس نداريم و به اين دليل نمي تونيم كار كنيم يكي شون گفت من اصلا نسبت به دفاع مقدس ديد منفي دارم چون بعد از جنگ خيلي ها از اين سو استفاده كردن و ازادي هاي مردم محدود كردن يه اسم گذاشتن روشون و از مردم امتياز گرفتن از اين حرفا ... اما يكي ديگه حرفي زد كه نمي تونم بيان كنم اتيش گرفتم واقعا نمي تونستم تحمل كنم بزور خودم نگه داشتم از خدا كمك خواستم كه بتونم در مقابل اينا يه حرفي بزنم كه وضع از اين خراب تر نشه و اين نگاه بدبينانه فروكش كنه شروع كردم پيشينه موضوع را بيان كردم گفتم كشور ما زماني مورد حمله قرار گرفت كه نه ارتش داشتيم نه امكاناتي براي دفاع از كشور و همه دنيا عليه ما بود يه عده از جوانان اين مملكت احساس كردن بايد از دين مملكت ناموس خودشون دفاع كنن و نذارن به دست دشمن بيفته و با دست خالي در مقابل ارتش هاي دنيا وايستادن و مردانه خودشون فدا كردن و الان هم از كسي طلبكار نيستن ادامه ماجرا .. بعد كلي درباره مباحث مربوط به حفظ ارزشها در كشورهاي ديگه پرداختم گفتم تو روسيه مردم بخشي از مراسم عروسي در يادمانهاي جنگ برگزار مي كنن يا تو ژاپن وقتي وارد موزه صلح هيروشيما مي شن كفش هاشون در مي يارن .... بعد از كلي توضيح كه ما هم بعنوان يك ايراني در مقابل چندين صد هزار نفري كه به خاطر ما جون دادن وظيفه داريم و نمي تونيم بي تفاوت باشيم اگه باشيم تو ايراني بون خودمون بايد شك كنيم و قس علي هذا كه حدود 2 ساعت طول كشيد .
اما چرا اينگونه شد واقعا در هيچ كجاي دنيا سابقه نداره كه مردم نسبت به قهرمانان ملي شون اينقدر بي تفاوت باشن و با نگاه تحقير اميز با موضوع برخورد كنن واقعا جاي تعجبه كه چرا ما در اين مسير قرار گرفته ايم فكر مي كنيم عمده دليل اين موضوع فاصله بين شعار تا عمل برخي از ماهاست كه باعث بدبيني مردم به موضوعات مربوط به دفاع مقدس و مسائلي اين چنيني مي شه وقتي ماها مرتبا از شهدا و از فضائل اونها دم مي زنيم وقتي مي خوايم كاري انجام بديم و به تنها چيزي كه فكر نمي كيم همين عهد و پيمان خودمون با شهداست بالتبع نمي تونيم انتظاري جز اين داشته باشيم طبيعيه كه نسل بعد از جنگ اصلا رغبتي به شهدا نشون نمي دن بلكه ديد منفي هم به اونا پيدا مي كنن .و ما همه ما مسئول هستيم بايد زمينه آشنيي و اگاهي مردم را فراهم كنيم بايد با كارامون نگاه نسل جوان را تغيير بديم و بايدهاي ديگر ...
بهرحال اين تجربه اي و اغاز راهي براي من هست كه اميدوارم كه خدا كمك كنه قدم ناچيزي در راه احياي ارمانهاي انقلاب و شهدا بردارم دعا كنيد
" در آن لحظه که حسین (ع) حج را نیمهتمام گذاشت و آهنگ کربلا کرد، کسانی که به طواف، همچنان در غیبت حسین، ادامه دادند، مساوی هستند با کسانی که در همان حال، بر گرد کاخ سبز معاویه در طواف بودند، وقتی در صحنه کربلا نیستی، وقتی از صحنه حق و باطل زمان خویش غایبی، هرکجا که خواهی باش!


و امروز فریاد " هل من ناصر ینصرنی "حسین از کربلای غزه به گوش می رسد ؟ بیایید برای یک بار هم که شده شیعه باشیم و علی بزرگ و حسین مظلوم و رهبر دردمنمان را با گشتن به دور "خانه غفلت " در " کربلای عصر حاضر " تنهایشان نگذاریم . که سرنوشت کوفیانی که حق را با سکوت خود تنها گذاشتند همواره به حجاج بن یوسف ها حواله شده است .
"و برادر تو در میانه کربلای زمان در کدامین صف ایستاده ای ؟ و برای یاری جبهه حق چه می کنی ؟"
امام صادق علیه السلام مى فرماید: اسیرانى را که به محضر پیامبر اسلام آوردند حضرت به کشتن همه ى آنان جز یکى فرمان داد. اسیر به حضرت گفت: پدر و مادرم فدایت، از میان اینان چه شد مرا آزاد کردى؟ حضرت فرمود: جبرئیل از جانب خداى عز و جل به من خبر داد که تو داراى پنج خصلتى که خدا و رسولش آنها را دوست دارد: نسبت به ناموست داراى غیرت شدیدى هستى، اهل جود و سخایى، آراسته به حسن خلقى، زبانى راستگو دارى و اهل شجاعتى. هنگامى که اسیر محکوم، این حقایق را شنید مسلمان شد و اسلامش نیکو گشت و در جهادى در رکاب پیامبر به جهادى شدید و سخت برخاست و به شرف شهادت نایل آمد. راستى شگفت آور است کافرى بر ضد پیامبر به جنگ برمى خیزد، در میدان جنگ به دست سپاه اسلام با دیگر یارانش اسیر مى شود، همه به اعدام محکوم مى گردند، ولى خداى مهربان به وسیله امین وحى به خاطر حسنات اخلاقى اش که محبوب خدا و پیامبر است فرمان آزادى اش را صادر مى کند و از گناه او که جنگ بر ضد پیامبر بود درمى گذرد، سپس به سبب آن حسنات مسلمان مى شود و به اوج کمال که کمالى فوق آن نیست یعنى شهادت پر مى کشد. به راستى آثار حسن خلق که بخشى از آن در دنیا و همه ى آن در آخرت ظهور عینى پیدا مى کند قابل شماره کردن نیست. چنان که در روایات آمده است: ''هیچ حقیقتى در میزان عمل انسان در قیامت سنگین تر از حسن خلق نیست''.
امروز سینه ام کمی خس خس می کرد گفتم به خاطر یه همین نکته تو این هوای سرد و خشک نکنه بیفتمم گوشه خونه!
واسه همون رفتم دکتر و یه کار بزرگ کردم! تو یه روز دوتا آمپول زدم!!!
یکی از خطا های بزرگی که ممکنه از ما سر بزنه و نسبت بهش بی اعتنا باشیم خفیف شمردن و سبک حساب کردن گناهانه.
که خودش خیلی بزرگه!
چیزی که با اولین برخورد با گناه رو می شه
یه موقع یه سایتو به کسی معرفی می کنی ولی مطالب ناجور داره، عکس ناجور داره ولی بهش می گی “چیزی نداره!!!” یعنی: کم داره
به این می گن سبک شمردن گناه
أشدّ الذّنوب ما استَهان به صاحبه
بدترين گناهان، آن است كه صاحبش آن را كوچك بشمرد
آقا قرائتی مثال جالبی می زنن:
اگر كسى سنگى به سوى ما پرتاب كند، ولى بعداً پشيمان شده و عذرخواهى كند، ممكن است او را ببخشيم، ولى اگر سنگريزهاى به ما بزند، و در مقابلِ اعتراض بگويد: اين كه چيزى نيست، بىخيالش. او را نمىبخشيم، زيرا اين كار، از روح استكبارى او پرده برمىدارد و بيانگر آن است كه او گناهش را كوچك مىشمرد.
اگر من با همین خطای کوچک به خودم سخت بگیرم و توبه کنم العفو العفو بگم هیچ وقت سراغ کوه گناه نمی رم که بگم خدا دیگه منو نمی بخشه!
خدا همیشه رحمن و رحیم هست ولی وظیفه من و تو چیه؟!
باید تو این عصر و زمان یه بار دیگه خدا رو بریم بشناسیم
آخه امیرالمومنین به نوف بکالی فرمود: دروغ می گوید کسی که گمان می کند خداوند(عزوجل) را شناخته است و در حالی که جرأت بر معصیت او در روز و شب دارد!.
گناه رو هیچ وقت کوچک نگیریم خطاها همیشه یک خطا باقی می مونه هر چند تو آن را نبینی!
